آیا شخص دستگیر شده محمد علی اینا نلو بوده یا برادرش ؟؟؟‍‍‍‍‍!!!!!

 

ریس حفاظت محیط زیست شهرستان شاهرود از دستگیری اینانلو در هنگام شکار سه راس قوچ خبر داد و گفته است که در برخورد با متخلفان بدون توجه به جایگاه و شهرت افراد برخورد می شود .

گفته می شود که جناب  محمد علی اینانلو موضوع فوق را تکذیب کرده است .

آیا شخص دستگیر شده محمد علی اینا نلو بوده یا برادرش ؟؟؟‍‍‍‍‍!!!!!





40% تلفات جاده ای در لرستان!!

 

شمارش معکوس برای انقراض پلنگ ایرانی!!


 



 

آیا بزرگترین گونه گربه سانان باقی مانده از ایران تاب مقاومت  این همه شکار  و تلفات جاده ای  را دارد ؟

آیا سرنوشتی همچون ببر مازندران وشیر ایرانی در انتظار اوست و پلنگ ایرانی نیزبه تاریخ خواهد پیوست ؟

اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت که وظیفه پایش گونه های در معرض انقراض را بر عهده دارد آن را در رده گونه های نادر و در خطر  انقرحال انقراض قرار داده است

افزایش شمار پلنگ تلف شده در 9 ماهه اخیر بسیار نگران کننده است 40% تلفات جاده ای در لرستان!!

بر اساس آخرین آمار  برداشت شده  از این گونه جانوری کمتر از 500 قلاده در ایران وجود دارد  و این در حالیست که در یک ماه گذشته نزدیک به 7 قلاده  پلنگ تلف شده  گزارش داده اند و بر اساس آمارها و گزارشات در شش سال گذشته 64 پلنگ  در سراسر کشور کشته شده است که قطع به یقین خیلی بیشتر از این عدد و رقم می باشد . راستی با این روند در آینده ای نه چندان دور چه سرنوشتی برای بزرگترین گربه سان باقی مانده در حیات وحش  ایران رقم می خورد. 

شاید به یاد داشته باشید که در چند سال گذشته در دوران مدیریت جناب محمدی زاده تبا دلاتی در خصوص پلنگ ایرانی با ببر سیبری انجام پذیرفت  که کشور روسیه در قالب یک پروژه موضوع پلنگ را بررسی نموده بود تا بتواند تحت عنوان پلنگ سیبری احیاء  نماید ولی متاسفانه کشور ما بدون در نظر گرفتن محل زندگی و  محدوده قلمرو  و شرایط دمایی ببر سیبری  با شکست پروژه روبرو شد

پلنگ در ایران تاکنون از لرستان( سفيد كوه خرم آباد اشترانكوه ،هشتاد پهلو  ) ،  چهار محال بختیاری  ،گیلان ، مازندران ، گرگان ، خراسان ، آذربایجان ، کردستان ، ، همدان ، اصفهان گزارش شده است.

پلنگ گوشتخواری است بزرگ که طول بدن آن تا 160 سانتیمتر و گاهی تا 180 سانتیمتر و طول دم تا 110 سانتیمتر و بلندی در ناحیه شانه تا 75 سانتیمتر می‌رسد. بدن دراز و باریک و دستها و پاها قوی و به اندازه متوسط و پنجه‌ها ناخن بزرگ که بطور واضح از دو طرف فشرده شده است. گوشها کوتاه و مدور و بدون موهای بلند انتهایی است. دم دراز و طول آن معمولا از نصف طول بدن بیشتر و ظریف و باریک است. رنگ بدن خالدار و در رنگ سفید زمینه آثاری از زردی یا زرد قرمز یا زرد خاکستری وجود دارد.

پلنگ در نقاط جنگلی ، کوهستانهاي صعب العبور و خشن در ارتفاعات نسبتا زیاد تا 3500 تا 4000 متر زندگی می‌کنند. نواحی پر درخت و صخره‌ای و نزدیک رودخانه را ترجیح می‌دهند. کمتر به کوهپایه‌ها پایین می‌آیند و به ندرت در دشتها دیده می‌شوند. اگر چه بیشتر شبها فعالیت می‌کنند ولی در روز هم دیده می‌شوند. خوراک اصلی آنها سم‌دارانی چون گوسفند ، بز کوهی و گاهی خوک وحشی است. هنگامی که این نوع شکارها کمیاب باشد از پرندگان و جوندگان و حیوانات کوچک دیگر تغذیه می‌کنند. گاهی به گله‌های گوسفند و بز حمله کرده و تلفاتی وارد می‌سازند. چنانچه زخمی شوند برای انسان بسیار خطرناک هستند.

از صخره‌ها و درخت به خوبی بالا رفته و ممکن است لاشه شکار خود را در بالای درخت نگهداری کنند. فصل جفت‌گیری آنها در اواخر زمستان و اوایل بهار است. دوران آبستنی در حدود 3 ماه طول می‌کشد. تعداد بچه ها 2 ، 3 و یا گاهی به 5 عدد نیز می‌رسد. بچه‌ها در لانه که معمولا در شکاف صخره‌ها و داخل غارها است و اغلب از گیاهان و برگ خشک پوشانیده شده است،‌ نگهداری می‌شوند. بچه ها بعد از 10 روز چشم باز می‌کنند و در سن بلوغ به غیر از دوران جفتگیری بطور انفرادی دیده می‌شوند.

. پلنگ داراي استعداد جسمي‌ بي همتايي است؛ از درخت و صخره با چالاکي بالا مي‌ رود، دو و پرش اين گربه تحسين آميز است، راحت شنا مي‌ کند و در شکار چنان مهارتي دارد که نظير آن کمتر ديده مي‌ شودو سازش پلنگ با اکوسيستمهاي مختلف نيز بازتابي از قدرت و انعطاف پذيري اين جانور است. وجودش ظاهراً فقط منوط به حضور طعمه هاي مورد علاقه، يعني کل و بز و قوچ و ميش و گراز است .

وزن پلنگ لرستاني به 90 کيلوگرم مي‌ رسد؛ در مقابل، وزن نمونه هاي بزرگ پلنگهاي آفريقا و هندوستان حدود 60 کيلوگرم است.

متوسط طول عمر پلنگ 18 سال است البته عمر طبيعي پلنگهاي نر و وزن آنها بيشتر از پلنگهاي ماده است.


پلنگ نسبت به ساير گربه هاي وحشي گسترده ترين توزيع را دارد و تنوع زيادي را از نظر ظاهري رفتار، درنده خويي و ابعاد جثه نشان مي‌ دهد.
پلنگ جزو معدود جانوراني است که خيلي راحت خود را با تغييرات محيط زندگي وفق مي‌ دهد. بسيار پنهان کار و زيرک هستند. در ميان گربه هاي بزرگ شايد بهترين کمين کننده ها باشند. بسيار چابک از درخت پايين ميايند. علاوه بر توان صعود، شناگران ماهري نيز هستند، اما مانند ببرها به آب علاقه نشان نمي‌ دهند.
شنوايي و بينايي، از قوي ترين حواس آنهاست. پلنگها به دليل عادت شبگردي و به علت مزيت پنهان کاري خود، مي‌ توانند در کنار مناطق مسکوني انسانها زندگي کننند بدون اينکه شناسايي شوند. پلنگ اين توانايي را دارد که به شکار خود بدون اينکه ديده شود، بسيار نزديک گردد، سپس با كمين ‌کردن و پرش، پس گردن يا گلوي طعمه را گاز مي‌ گيرد.با نوع شكار نمودن در تاريكي شب و استتار فوق العاده  كمتر و به ندرت به چشم انسان ديده مي شود
همانطور که ذکر شد زمان جفتگيري پلنگ در ايران ماههاي بهمن و اسفند است. طول مدت جفت گيري براي ماده ها معمولاً 6 تا 7 روز و براي نرها 46 روز است. مرگ و مير توله ها در سال اول تولد 41 درصد تا 50 درصد در سال تخمين زده مي‌ شود فاصله بين دو زايش به طور متوسط 15 ماه تا دو سال است. البته اين مدت با از بين رفتن نوزاد حيوان، کوتاه تر مي‌ شود. سن استقلال 14 تا 18 ماهگي است. در مناطقي که شکار فراوان است، به ويژه اگر زيستگاه همسايه توسط پلنگهاي ديگر اشغال شده باشد، ممکن است جدا شدن توله ها به تأخير بيفتد، اما به طور کلي نرها در 18 ماهگي به دنبال قلمرو خاص خودشان مي‌ گردند و ماده ها بعد از 2 سال مادر را ترک مي‌ کنند؛ اگرچه همچنان در نزديکي پايگاه مادر باقي مي‌ مانند.( شاید امروزه علت این همه تلفات      جاده ای پلنگ ایرانی  افزایش تعداد زاد و ولد و گسترش قلمرو آنهاست . چرا که گربه سانان نسبت به  تعیین و تثبیت  قلمرو خودشان از حساسیت ویژه ای برخوردارند و  از وارد شدن به قلمرو یکدیگر خوداری می کنند و به علت نبود قلمرو ،، بارش برف ،، سرمای شدید  ،،کمبود شکاردر ارتفاعات  بعضا جهت شکار و یا قلمرو جدید در کوهپایه ها و  کنار رودخانه ها  واطراف روستاها  دیده شوند که موجب مرگ جاده ای و شکار غیر مجاز می شود))

. براي ماده  پلنگ ها  سن آخرين بارداري و تولد به طور متوسط5/8 سال در باغ وحش ها و در محيط طبيعي 12 سال براي هر دو جنس است.
همانطور که ذکر شد، چشمان نوزاد پلنگ در هنگام تولد بسته است، شايد دليل آن حفاظت چشمها در برابر خورشيد و جلوگيري از سرگرداني نوزاد باشد

در مورد سازگاري پلنگ براي شکار کردن و زندگي راحت تر چند نکته قابل ذکر است؛ از جمله پوست شل شکم که کمک مي‌ کند تا هنگام لگد زدن شکار، پلنگ کمتر صدمه ببيند و موهاي متراکم و انبوه براي حفاظت حيوان از آب و هواي سردتر، پوشش خالدار استتار حيوان، بلندتر بودن پاها نسبت به دستها براي تسهيل پرديدن

، زبان زبر براي کندن پوست شکار و جدا کردن گوشت از استخوان.
پلنگ در زمانها و مکانهاي مختلف، اثرات گوناگوني را به جاي مي گذارد. بدين ترتيب براي مشاهده و بررسي هر يک از اين اثرات با در نظر گرفتن شرايط و نحوه ايجاد آن بايد زمان و مکان خاصي را براي جست و جوي آن انتخاب کرد.
در بررسي رد پاي پلنگ نیز مانند بسیاري دیگر از حیوانات، مناسب ترین زمان هنگام طلوع آفتاب است.آثار و اثرات در مورد پلنگ عبارتنداز: لانه، صدا، ، مدفوع، ادرار, خراشيد گي بر رو درخت، له شدگي پوشش گياه محل غلتيدن پلنگ)، ردپا، آثار باقي مانده از شکار طعمه.(
تجزيه و آناليز مدفوع پلنگ نيز مي‌ تواند اطلاعات بسياري درباره وضعيت و نوع تغذيه حيوان به ماه بدهد..
بررسي واکنش پلنگ در ايران
در سالهاي قبل از 1340 زندگي در اکثر جوامع روستايي ايران به صورت کشاورزي و دامداري به روش سنتي بود. رشد، توسعه و گسترش شهرها نيز مسير کندي را طي مي‌ کرد. در نتيجه در اکثر اکوسيستمهاي ايران گله هاي قوچ و ميش و کل و بز وحشي در اغلب تپه ماهورها و ارتفاعات و کوههاي بلند و مرتفع سلسله جبال البرز و زاگرس مشاهده مي‌ شد. اکثر کوههاي بينابيني و منفرد اين دو رشته کوه هم در ايران رد پاي پلنگ را در خود داشت. اين حيوان نيز از  اجزاي مهم اکوسيستمهاي ايران محسوب مي‌ شد. (زيرا پلنگ به عنوان يک گوشتخوار در رأس هرم غذايي قرار دارد)
علاوه بر مناطق و مراتع کوهستاني و جنگلي که پلنگ به صورت بومي‌ در آنها زندگي مي‌ کرد و تمام عشاير و دامداران و جنگل نشينان 50 سال گذشته ايران به خوبي با آن آشنايي داشتند، حيوان به صورت گذاري در پي مهاجرتهاي قوچ و ميش وحشي و يا در پي آهو و جبير که مخصوص مناطق دشتي ايران هستند، در دشتها نيز مشاهده مي‌ شد و ساکنان مناطق دشتي ايران نيز با آن آشنايي داشتند و گه گاه از مناطق دشتي و بياباني و کويري نيز وجود پلنگ گزارش مي‌ شد،

اگرچه پلنگ ايران آخرين بازمانده از جنس Panther‌، قدرت سازگاري بالايي داشته و بعد از گربه وحشي، نسبت به ساير گربه سانان جهان‌، بيشترين محدود جغرافياي را معادل 34170 ميليون کيلومتر مربع، به خود اختصاص داده است اما طبق جديدترين فهرست سرخ ((IUCNدر خطر انقراض شناخته شده است. با اينکه پلنگ تقريباً در تمام ايران پراکنده شده اما جمعيت آن در بسياري از مناطق کاهش چشمگيري يافته و حتي به کلي از بين رفته است. اين نقصان در پراکندگي و جمعيت اين حيوان باانعطاف پذيري بالا، علل متعددي دارد. ضمناً در اين خصوص گاهي چند زير گونه از اين حيوان در ايران وجود دارد که براي رفع اين عوامل استفاده از روشهاي مديريتي گربه سانان بزرگ و ايجاد يک طرح جامع  در کل کشور ضروري به نظر مي‌ رسد.

درپايان اميدواريم كه با تنوير افكار عمومي براي حفظ اين گونه زيباي خدادادي در حال انقراض با همكاري مردم ،NGOها ، جوامع محلي ، روستاها ي واقع در مناطق حفاظت شده و ارتباط با سازمان در حمايت و حفاظت محيط زيست در كشور و استان لرستان براي حفظ و بقاي آن كوشا باشيم .

حیات وحش کشور در خطر انقراض

  

 

حیات وحش کشور در خطر انقراض

دیگر هیچ زیستگاه یا اکوسیستمی طبیعی در سطح زمین وجود ندارد که لااقل  اندکی دستخوش تغییر نگردیده باشد .

حیات وحش استان لرستان یکی پس از دیگری در معرض نابودی قرار دارند . تلفات پستانداران در مجموعه حیات وحش بیش از سایر استانها خود نمایی می کند آمار مرگ و میر شکاربی رویه ،،تلفات جاده ای  ،،قاچاق گونه های نادر ،، نگهداری غیر مجاز  از مجموعه عواملی می باشند که  اکوسیستم و کلیمای محیط زیست لرستان را با تهدید جدی مواجه نموده اند   با یک بررسی اجمالی موضوع بر همگان مشهود می گردد که در یک سال گذشته در اقصی نقاط استان از جمله منطقه سفید دشت و منطقه هشتاد پهلو و مناطق سفید کوه به طرق مختلف تلفات جاده ای و یا شکار غیر مجاز گونه های نادر در حال انقراض و یا در آستانه انقراض همچون پلنگ لرستانی و یا سایر پستانداران بزرگ مورد تهدید هستند که می طلبد کارشناسان ذی ربط که با موضوع علم مهندسی محیط زیست با رویکرد راهبردی  در راستای اجرای برنامه های مدون و کارساز بتوانند با کمک NGOهای فعال از این گونه های   زیبای خدادادی که روز به روز با زندگی ماشینیزم و افزایش جمعیت حیات آنها به مخاطره می افتد محافظت به عمل آید



 


نظریه کارشناسی:

- با توجه به اینکه در فصل سرما پستانداران در مناطق کوهستانی جهت بدست آوردن شکار به کوهپایه حرکت می کنند و بعضا در نزدیکی مناطق مسکونی هم  دیده  می شوند ممکن است حتی عبور آنها از جاده باعث تلفات جاده ای شود که نصب تابلو ی عبور حیوانات وحشی در کریدور و گذر گاه های آنها جهت کاهش تلفات جاده ای الزامیست  .


- برداشت نقاط GPS   به طول و عرض جغرافیایی به مختصات  3730640 X= 39S255596    Y=    نشان از آن داشته که پلنگ در ارتفاع 1610متر مشاهده گردیده شده است . این در حالی است که در دو طرف جاده در ضلع غربی ایواندر حداکثر ارتفاع 2000متر و در ضلع شرقی چکریز حداکثر ارتفاع 2100متر می باشد .که  گفته راننده خود جای بررسی و تامل بیشتر دارد  شایان ذکر است برابر تحقیقات علمی پلنگ در ارتفاعات صعب العبور و کوههای صخره ای و با ارتفاع 3500تا 4000 متر دیده می شود.


- با توجه به اینکه پلنگ ماده می باشد  و قطعا دارای چند توله بوده لذا چنانچه اواخر بهار زایمان نموده باشد دارای توله هایی به سن 5 تا 6 ماه است  که حضور کارشناسان خبره و با تجربه  در روز حادثه می توانست این موضوع  را بیشتر مورد بررسی قرار دهد و بعضا حتی نجات توله پلنگ ها رابدنبال داشته باشد


با توجه به اینکه معمولا قلمرو پلنگ 5 کیلومتربوده و  نسبت به سایر گربه سانان کمتر می باشد بعضا در مواردی جهت جفت گیری و یا تهیه غذا ممکن است به بیش از ده کیلومتر هم برسد لذا به احتمال قطع به یقین پلنگ تلف شده از منطقه سفید کوه بوده ضمنا وجود پلنگ بار ها و بار ها در منطقه سفیدکوه گزارش داده شده است و این یک امری اجتناب ناپذیر است لذا میطلبد که کارشناسان بر اساس تخصص و بدون در نظر گرفتن بحث های محلی و منطقه ای موضوع را بررسی نمایند همچنین امید می رود که مناطق تحت مدیریت حفاظت شده با جدیت بیشتر پاسداری گردد. 


- بحث فرهنگ سازی در برخورد با حیات وحش در روستاهایی که در مناطق حفاظت شده و کوهستانی قرار دارند و همچنین مردم و رانندگانی که از جاده کوهستانی با این گونه ها  برخورد می کنند از طریق رسانه ها من جمله رادیو و تلویزیون و زیرنویس های تلویزیونی در فصل زمستان با توجه به تراکم حیات وحش و وجود گونه های نادر جانوری در آستانه انقراض همچون پلنگ الزامیست

-    

 

 

           

کدام درخت بلوط است که از شمشیر منابع طبیعی  لرستان در امان باشد




در کدامین کارگروه تخصصی این تصمیم بی رحمانه مصوب شد

کدام درخت بلوط است که از شمشیر منابع طبیعی در امان باشد

نفس بی رحم ما به کدام مظهر طبیعت امان نامه داده است

 


این روزها بحث زوال درختان
 بلوط در بین استان های غرب کشور و به عبارتی زاگرس نشینان  به عنوان موضوع قابل توجهی خود نمایی می کند . موضوع تا حدی اورژانسی می باشد که صد نفر از نمایندگان مجلس در نامه ای خطاب به ریاست جمهوری خواستار پی گیری آن شدند. واقعا باید اینچنین نمایندگانی را که دارای دیدگاه  ملی و منطقه ای می باشند را تحسین نمود زیرا زوال درختان بلوط در زاگرس و غرب کشور یعنی نابودی بیش از نیمی از  جنگلهای ایران حال به نظر شما خواننده گرامی فوریت در کابینه دولت برای دریاچه ارومیه الزامیست یا جنگل های زاگرس ؟ به نظر اینجانب زوال درختان بلوط در کوه های زاگرس نه تنها کمتر از بحث در یاچه ارومیه نیست بلکه بسیاربسیار حساس تر است زیرا  این روزها داشتن هوای سالم و فرار از آلودگی ها جز آرزوهای بشر است این در حالیست که بر اساس مطالعات انجام شده یک هکتار جنگل 48تن گرد و غبار را رسوب می دهد واز  درختان به عنوان فیلتر هوا و ریه های کره زمین  یاد میشود و یا اینکه یک هکتار جنگل 2/5تن اکسیژن تولید میکند و گفته میشود که پنج عدد درخت اکسیژن مورد نیاز یک شخص را تا پایان عمر تامین می کند 

با این اوصاف چرا متولیان امر با دکترین علم منابع طبیعی راه کاری نمی اندیشند ؟ چرا درختان بلوط روز به روز تنک تر شده و از آن حالت زیبا که سراسر دارای پوشش و تاج جنگلی بودند خارج شده اند ؟ آری گویا کارشناسان دریافتند نوعی کرم که به خوردن درخت اقدام می نماید باعث این چنین فاجعه ای شده است

خب رقابت سختی بین کرم بلوط خوار و بعضی از انسانها که بی رحمانه به قلع و قمع درختان و یا آتش زدن آنها و یا تبدیل نمودن آن به زمین کشاورزی پرداخته اند سر گرفته ولی راستی پیروز این میدان ناجوانمردانه چه کسیست ؟

سوالی که برای من پیش آمده  و ذهنم را به خود وا داشته اینکه چرا منابع طبیعی درختان بلوطی را که  تقریبا حدود نیم قرن از عمر پر برکتشان گذشته است خود به تیغ بی مهری زده و به بهانه زوال ،،آنان را بدون علم کارشناسی قطع نمود   که در روز عاشورا شاهد سوختن شان بودیم  هر کسی که نظاره گر  این درختان بود به سلامت  درختانی که قطع شده بودند گواه می داد چرا از درختان شکسته و ریشه کن شده وافتاده ،  استفاده نگردید  .؟؟ !!!!

چرا با یک  رویکرد علمی ،راهبردی و استفاده از یک کار گروه متخصص و با تجربه که بر روی این موضوع و آفت درختان بلوط  با  فرآیند آزمایش تحقیق و پزوهش کارکننداستفاده نمی گردد  ؟ نه اینکه با تشکیل جلسات در اتاق های  شیشه ای و آن هم با کار گروه  های غیر تخصصی مصوبه هایی غیر کارشناسی وغیر علمی صادر گرددکه  بعد ها تبعات منفی اش برای  محیط زیست و منابع طبیعی غیر قابل جبران باشد وبا پایان یاقتن عمر  مدیریتی حتی کسی جوابگوی این تخریبها و قلع و قمع ها نباشد .

  راستی چرا برخی از مسولین به جای حل مسئله در صدد پاک نمودن صورت مسئله می باشند چرا آسان ترین را که قطع درختان بلوط است بهترین راه می دانند آیا اینگونه می خواهند با این معظل مبارزه کنند اگر به این منوال که پیش گرفته اید ادامه دهید تا چند ماه آینده خودمان یک سیستان در غرب کشور ایجاد می کنیم .

جناب آقایان حداقل کرم درختی که بلوط را به زوال می کشد  ممکن است چند دهه طول بکشد تا یک درخت را به نابودی بکشاند و این درختان با توجه به قدرت  احیا ء بالایشان خودشان را مجددا به طبیعت باز می گردانند  شما هم اگر بنا را بر احیاء گذاشته اید با شمشیر بی مهری نه ،، فقط با کاشت نهال می توانید جان تازه به جنگل های زاگرس بدهید امید می رود که جناب آقایان شمشیر هایتان را به روی درختان بی زبان که نیمه جانی از آنها باقی مانده و می خواهند زنده بمانند و به حیات ادامه دهند غلاف نمایید تا لرزشی را که به تن درختان بلوط بدون علم کارشناسی  انداخته ایم ازبین ببریم  

 

 

آلودگی هوا ی تهران و کلان شهرها

 

آلودگي هوا در اثر بنزين هاي حاوي سرب و  بنزین های حاوی متانول 

پیشنهاداتی در مورد کاهش آلودگی هوا ی تهران

 

 

  آلودگي هوا يكي از پديد ه هاي زندگي مدرن امروزي و ناشي از فعاليتهاي شبانه روزي بشر در دنياي امروزي در پيشبرد غول بزرگ صنعت و تكنولوژي  مي باشد.

همان گونه كه شنيده يا ديده ايم امروزه بيشتر كشور هاي دنيا و به نوعي كشور خودمان و كلان شهرها و مراكز استانها يمان درگير آلودگي هوا مي باشند .كه روزانه به صورت آنلاين شاهدآناليز و اعلام  درصد آلودگي بيش از حد استاندارد توسط ارگانهاي متولي و ذي ربط مي باشيم كه اين موضوع بيشتر در فصل زمستان به صورت وارونگي هوا  خود نمايي مي كند كه پيامدهاي منفي زيست محيطي را نيز به دنبال دارد اخيرا شهرهاي بزرگي همچون تهران ، اهوازو  اصفهان  اراک  را مورد تهديد قرار داده و تعطيلي مدارس را نيز به دنبال داشت   

 شايد بتوان علل اصلي آلودگي هوا   را در احتراق ناقص سوخت  جستجو كرد كه طي آن بر اثر عدم سوخت رساني كامل و يا نسبت نا منا سب هوا و سوخت پس از احتراق موادي نظير منواكسيد كربن  سرب  اكسيد سو لفور  اكسيد نيتروژن  ذرات خاكستر و يا هيدرو كربو ر هايي كه سوخته نشده وارد هوا مي شوند.


به طور مثال گاز منو اكسيد كربن coگازي است بي رنگ بدون بو ميزان منو اكسيد كربن متصاعد شده در جهان 350ميليون تن در سال تخمين زده مي شود كه اين از ارمغان حاصل  دست ساختهاي بشر است . از تركيب co با همو گلوبين خون كربوكسي همو گلوبين coHb)) توليد مي شود كه باعث كاهش اكسيژن خون مي گردد. تركيب و نزديك شدن co با همو گلوبين 210برابر بيشتر از تركيب اكسيژن با هموگلوبين خون مي باشد .  طي آزمايشات و تحقيقات به عمل آمده  افرادي كه بيشتر در هواي آلوده شهر مي باشند و يا سيگار مصرف مي كنند در صد كربو كسي همو گلوبين خون آنها بيشتر از افرادي است كه در شهر آلوده و پر ترافيك تردد ندارند .




 از آنجايي كه اين مواد بر روي كل حيات اثر سوء مي گذارند به عنوان آلوده كننده ها ي هوا از آن ها ياد مي شود . آلودگي هوا تنها پديده قرن حاضر نيست بلكه در عهد با ستان  نيز از اهميت ويژه اي برخوردار بود  به گونه اي  كه در عهد باستان  اطراف كاخها را با انواع در ختان سرو و كاج جهت مهار آلودگي  و استنشاق هواي بهتر در ختكاري  مي نمودند و شواهد و قرائن حاكي از آن است  كه  جهت تصفيه فاضلاب از زاج سفيد استفاده مي كردند. نمونه ديگر اينكه  در كشور انگليس  در سال 1272ميلادي پادشاه انگليس سعي نمود با وضع قانون منع استفاده از زغال سنگ  هواي دود زده و آلوده شهر لندن را سالم نمايد در آمريكا در بدو تولد اتومبيل و رشد صنعت در سال 1895ميلادي تلاشهايي جهت و ضع مقررات براي مبارزه با آلودگي هوا و در صد آلايندگي توسط اين دست ساخت هاي بشر آغاز گرديد .

از جمله آلودگي هايي كه بر انسان اثر مي گذارند آلودگيهايي است كه توسط احتراق ناقص سوخت ماشين ها به وجود مي آيد . به عنوان نمونه  در سال 90   انجمن خودرو سازان نامه ای خطاب به دکتر شاعری معاونت وقت در خصوص رونمایی از تولید بنزین  با مخلوط 35  درصدی متانول انتشار نمودند که نشان از درصد  بالای آلودگی بنزین داشت که نه تنها باعث نقص فنی وآسیب به  سیستم داخلی خورو  می گردید بلکه  بخارات متصاعد شده از  بنزین پایه متانولی به شدت سمی بوده و علاوه بر صدمات ریوی موجب   سوزش شدید چشم  و حتی کوری چشم می شود این در حالی است که در اغلب کشورهای جهان برای کیفیت ارتقای سوخت از 5 درصد اتانول استفاده می گردد .

 

 بنابراين شهر نشيناني كه در معرض دود هاي وسائط نقليه هستند آن را بيشتر جذب كرده و دچار عوارض ناشي از آن مي گردند  به علت نتايج منفي و مضر ناشي از انتشار  بنزین های حاوی سرب و  بنزین پایه متانولی  بر سلامتي انسانها و جانداران  و مشكلات ناشي از كاربرد بنزين معمولي حاوي سرب در خودرو ها تحقيقاتي انجام گرفته است .



 در بسياري از كشور هاي  توسعه يافته سرب موجود در بنزين در همان محدوده  قانوني مجاز و برابر استاندارد محيط زيست باقي مانده است. در اين كشورها در خصوص تاثيرات سرب موجود در بنزين بر سلامت انسانها جانداران و گيا هان و محيط زيست تحقيق بحث و بررسي صورت گرفته است  هزينه توليد بنزين بدون سرب نسبت به بنزين معمولي در هر ليتر در صدي گران تر و بالاتر مي باشدولي در عوض سلامتي را براي انسانها به ارمغان      مي آورد.  خطرات انتشار سرب از بنزين مصرفي خودرو ها نسبت به آلايندها ي ديگر بهتر شناخته شده است كشور هاي زيادي مرحله جايگزيني بنزين معمولي يا بنزين بدون سرب را با مو فقيت به انجام رسانيده اند و ليكن هنوز در بعضي از كشور هاي جهان سوم يا در حال توسعه مثل كشور ايران  بنزين بدون سرب در دسترس مصرف كنندگان نمي باشد و متاسفانه حاوي در صدي سرب مي باشند .


كه در بررسي مسئله كاهش ميزان سرب موجود در بنزين قسمت اعظم مبا حث در باره     سلا متي انسان ها  حفظ محيط زيست و ارتباط آن با تر كيبات حاوي سرب مورد بررسي قرار مي گيرد . در حال حاضر كمتر از يك درصد از بنزين مصرفي در آمريكا حاوي مواد افزودني سرب دار مي باشد كه استفاده از بنزين  حاوي سرب در سال 1996 در كشور آمريكا ممنوع گرديد ه است .

 در ژاپن  بعد از يكسري تحقيقات و آزمايشات بر روي اهالي توكيو در سال 1960غلظت بالاي سرب  در خون مردم توكيو گزارش داده شد . كه اين خود باعث كاهش ميزان مصرف بنزين هاي حاوي سرب در ژاپن گرديد . با توجه به آزمايشات و اثرات منفي بر روي محيط زيست جانداران و انسانها در تمام كشور هاي جهان مانند كاندا برزيل كلمبيا استراليا- كره جنوبي و سوئد سرب از بنزين مصرفي آنها حذف گرديده است  . طبق قوانين اتحاديه اروپا تمام خودرو ها جديد بايد به  مبدل كاتاليستي اگزوز مجهز شوند كه لازمه استفاده آن كاربرد بنزين بدون سرب مي باشد .خودرو هاي مجهز به مبدل كاتاليستي اگزوز قادر به كاربرد بنزين سرب دار نيستند زيرا سرب كاتاليست ها را مسموم مي كند.

 كشور روسيه كه به عنوان اولين كشور مخالف كاربرد سرب در بنزين محسوب مي گردد در سال 1967 فروش بنزين سرب دار را در كليه شهر هايش ممنوع كرد كه تاثير آن كاهش ميزان شديد آلودگي هوا و ميزان سرب منتشره در محيط زيست  بود.  شايد به نوعي بيشتر آلودگي شهرهاي  بزرگ  و يا حتي مراكز شهرها  در ايران مربوط به استفاده از بنزين حاوي سرب مي باشد كه اميدواريم مسولين وزارت نفت  جهت سلامتي  مردم وحفظ     محيط زيست تدابيري را در اين خصوص بيانديشند  نظر به اينكه فروش و مصرف بنزين حاوي سرب در كشورهاي اروپايي نزديك به چهل سال مي باشد كه ممنوع است .



 سرب بزرگترين تهديد براي سلامتي كودكان و اطفال و زنان باردار مي باشد سرب قابليت نفوذ و ماندگاري در سيستم عصبي و كبد را دارد و جذب سرب معمولا از طريق خوراكيها پوست سيستم تنفسي و ششها صورت     مي گيرد. مهمترين آن سيستم تنفسي مي باشد كه علايم آن نيز خستگي شديد از دست دادن اشتها ضعف عمومي كم خوني و تغييرات رفتاري است . سرب موجود در بنزين در هوا منتشر شده و سپس روي زمين خاك و گرد و غبار ، غلات  وگياهان نشسته و حتي  باعث آلودگي محيط زيست مي گردد  و در بعضي مواقع نيز  به همراه  غذا  خورده مي شود . به راستي چه مقدار از سرب ورودي به دستگاه تنفسي ايراني ها  ناشي از بنزين مصرفي در خودروها مي باشد آيا در كشور خودمان جهت رفع اين معظل چاره اي انديشيده شده آيا يكي از عوامل آلوده كننده هوا ناشي از اين موضوع نمي باشد جا دارد كه كشور ما نيز موضوع را  جدي تر مورد برسي قرار دهد و پالايشگاهها نسبت به فن آوري و توليد و عرضه بنزين بدون سرب در كشور اقدامات ارزنده تري با توجه به آلودگي ها و بحرانهاي زيست محيطي اخير انجام دهند .   

مي توان از سياستهاي اخير دولت و افزودن يكسري راهكار جهت كاهش آلايندگي در شهر ها به عنوان عطف به يك نقطه مثبت به موارد زير اشاره نمود .

- انجام تعهدات شركتهاي خودرو ساز مبني بر توليد خودرو هاي كم مصرف با حد اقل در صد آلايندگي

-عدم استفاده از خودرو هاي شخصي در كار هاي غير ضرور و با لا بردن فرهنگ استفاده از خودرو هاي عمومي



-استفاده از سوخت پاك CNG و استفاده از مبدل كاتا ليزوري

-استفاده از بنزين بدون سرب و بدون متانول  

-جلوگبري از تردد خودرو هايي كه فاقد معاينه فني مي باشندو طرح از رده خارج كردن خودرو هاي فرسوده

-تعطيلي كارخانجات صنعتي آلاينده و دود زا در روزهاي بحراني و عدم فعا ليت آنها



- در اولويت قرار گرفتن و تدوين برنامه هاي نو جهت خروج صنايع آلاينده در سطح شهره

- طرح ترافيك و زوج وفرد شدن خودرو ها براي كاهش آلودگي و اجراي آن تا حدودي مي تواند در كلان شهرها د موثر باشد

- استفاده از سوخت , CNGگاز سوز كردن خودرو ها باعث كاهش مصرف بنزين و كاهش آلودگي هوا خواهد شد در حال حاضر 43 كشور در جهان از سوخت ‍CNGاستفاده ميكنند         69   %بنزيني و30%گازوئيلي و 1% از سوخت CNG استفاده مي كنند

- تعويض خودرو هاي فرسوده و دود زا توسط دولت كه بر ابر گزارشات واصله حدودا چهار ميليون خودرو فرسوده در پايتخت وجود دارد

- معاينه فني خودرو ها با توجه به بحران آلودگي هوا و ممنوعيت آزبست از 5سال به يكسال كاهش پيدا نمايد

- استفاده و نصب كاتاليست در اگزوز خودروها در كشور ( زيرا لازمه استفاده ازكاتاليست استفاده از سوخت سالم و فاقد سرب مي باشد سرب كاتاليست را مسموم مي كند)

- استفاده از قطعه کنیستر درخودرو  چرا که این قطعه بخارات بنزین را جذب و به موتور بر می گرداند ودر صد بالایی از آلودگی هوا را کاهش می  دهد .

- واردات خودرو هاي خارجي به كشور جهت رقابت خودرو سازان داخلي با آنها و بالا بردن كيفيت خودرو هاي داخلي زيرا فقط د ر بازار رقابت مي شود استاندارد ها و كيفيت را بالا برد

- تصويب مبلغي جهت كاهش آلايندگي و آلودگي در كشور توسط دولت و مجلس با توجه به بحراني بودن آن ( به عنوان مثال : در اتريش فرانسه و سويس حودا 30ميليارد پوند سالانه صرف هزينه هاي آلايندگي مي شود و تنها در آمريكا هزينه سالانه ريزگرد ها 23 ميليارد پوند مي باشد )

- در اولويت قرار گرفتن و تدوين برنامه هاي نو جهت خروج صنايع آلاينده در سطح شهر استفاده از فن آور ي هاي نو و جايگزين نمودن دستگاههاي مدرن به جاي سيستم هاي فرسوده در كارخانه ها و اجراي قوانين جديد و اصلاح آنها در خصوص استقرار صنايع و اصلاح ارزيابي زيست محيطي در سازمان برابر يك قانون مدون و مديريتي

- ايجاد مراكز خدماتي در كشور كه بصورت رايگان تنظيم موتور و معاينه فني خودرو ها را عهده دار باشد ( به عنوان مثال تنظيم انژكتور جهت كاهش سوخت و مصرف كمتر بنزين موثر است و يا تعويض به موقع فيلتر هوا